![]() |
![]() |
|
| نوشته هايي برای بودن |
|
1. اخلاق به عنوان اصل پايه 2. وحدت 3. مسئوليت پذيري 4. احترام به قانون و مقررات 5. احترام به حقوق شهروندان ديگر 6. عشق به كار 7. تحمل سختيها به منظور سرمايه گذاري روي آينده 8. ميل به ارائه كارهاي برتر و فوق العاده 9. نظم پذيري داستانهاي زندگي : چند تا خاطره خوب ميخوام تعريف كنم كه بيان كننده نحوه پيشرفت ما آدم ها توي زندگي و رشد و ترقي ماست . وقتي به اين خاطره ها نگاه مي كنم مي فهمم چرا ما الان بزرگترين قدرت اقتصادي جهان هستيم و حتي آمريكا مياد جلوي ما لونگ ميندازه خلق نبكو داشتن سرمايه اي عظيم در دست ما ايراني هاست ، اونجا كه با هم صحبت مي كنيم ، اونجا كه كار مي كنيم و اونجا كه تحصيل مي كنيم . خلق خوب فقط در خوب كار كردن و خوب زندگي كردن و خوب انديشيدن كه خلاصه نميشه و اين چيزا ها اصلا جزء اخلاقيات نيست . خلق و خوي حسن در رفتار ما با كساني كه با اونها تقابل داريم و در مشي فكري ما نيستن بروز زيادي داره . مثلا اگر كسي تصميم گرفت در زندگي به كار ديگران كار نداشته باشه و كار خودش رو انجام بده ، بايد با روش هاي مختلف و رعايت اخلاق خوب بهش بفهمومنيم كه اگر ميخوايي اينجا كار كني بايد همرنگ ديگران باشي و مثل ديگران رفتار خوب داشته باشي و اگر بخوايي نوآوري كني يا از خودت عرضه نشون بدي (كه جزء اخص رذائل اخلاقي هست ) ما نهي از منكر را بلديم . يادم مياد توي دوران تحصيل دوستان ما بسيار با هم وحدت و همبستگي داشتن . و اين همبستگي رو اون جاهايي نشون مي دادن كه كاري طاقت فرسا بايد انجام ميشد . براي اين جور كار هاي سخت نتنها از خودشون خستگي نشون نمي دادن بلكه مخالفان رو هم ترد مي كردن . مثلا وقتي مي خواستن كلاس رو تعطيل كنن (كاري به سختي و دشواريه خواب موندن) همه با هم متحدا مي رفتن سايت و به كلاس نميومدن . در اين راه اگر كسي اشتباها مي رفت سر كلاس تا به هدف ناچيزي كه براش اومده دانشگاه دست پيدا كنه با الفاظي مثل حيوون ، آشغال و ... ازش پذيرايي مي كردن تا يادش باشه آدم بايد توي هر كاري با جمع باشه و متحد . احترام به قانون و مقررات يكي از اصوليه كه ما هميشه و هميشه مد نظر داريم و بي قانوني رو بزرگترين خطاي بشر مي دونيم . اين امر رو ميشه سر جلسات امتحان در همه مقاطع تحصيلي ديد . قانون مندي و رعايت مقررات و اصول تا به اون حد كه بعضي از دوستان حتي روي برگه ي امتحان رو هم نديدن و با قلب كردن اعمالشون به سمت قبولي و موفقيت هاي روز افزون راه رو براي پيشرفت و كسب دانش فراهم مي كردن. در مورد حقوق شهروندي كه لازم نيست اصلا حرف بزنيم ، همه الحمدلله رب العالمين با دقت فراوون رانندگي مي كنن ، در هنگام چيپس خوردن آشغال رو توي ظرف آشغال مي ريزن ، به سرعت و بعد از 2 بار توي صف ايستادن روش صحيح رعايت حقوق ديگران رو ياد مي گيرن (يكي از بارزترين و صحيح ترين روش ها كولي بازي هست كه من تازگي ها بهش رسيدم) و حتي وقتي مي خواييم جلوي درب خونمون رو هم تميز كنيم مي دونيم كه بايد حق ديگران رو هم رعايت كنيم و به جاي همه آب بريزيم توي جوب . عشق به كار كه بابا اظهر من الشمس هست . براي نمونه من يك روز كاري رو شرح مي دم . صبح ساعت 8 ورود به محل كار ، تا 9 به سلام و احوالپرسي و عشق ورزيدن به ديگران ميگذرونيم . 9 تا 10 به شكممون عشق مي ورزيم ، 10 تا 12 به ارباب رجوع خدمت صادقانه مي كنيم ، 12 آماده ميشيم تا به خدا عشق بورزيم ، در همين حين كمي هم به جسم عشق مي ورزيم و نهار ميل مي كنيم . از ساعت 1:30 به بعد هم سعي مي كنيم به راننده ها و ماشينمون و ... عشق بورزيم و اينگونه عاشقانه به خونه برمي گرديم . پر از عشق به كار در تاريخ بشر آدمهايي بودن كه اصلا معني سختي رو نمي فهميدن . مثلا اين آلمانيا ، اگر يه كم مي فهميدن سختي چيه الان بيخودي عقب مونده نبودن . اون روز كه سيب زميني خالي مي خوردن و مردم از گرسنگي مي مردن چون مردن آرامش و راحتيه نفهميدن چطور بايد پيشرفت كرد. آقا ما سختي ها كشيديم ، ما توي زندگيمون هميشه در رنج و عذاب و فلاكت بوديم تا به اينجا رسيديم . ما از توي تويله ها خورده نون در مياورديم و مي خورديم تا بفهميم زندگي و سرمايه گذاري براي آينده يعني چي ! به قول اون استاد «تا منو ، اين دفترچه و بابا و مامانت رو داري آيندت تامينه» ما ايراني ها به خاطر اين قطب عالم شديم كه ميل به ارائه ي كارهاي برتر داريم . اين ميل رو در نحوه درس خوندن ، كار كردن ، زندگي كردن ، بچه بزرگ كردن ، پول در آوردن و ... به وضوح ميشه ديد و من با اجازه براي واضحات حرفي ندارم كه بزنم نظم ، نظم ، اونچه ما از وقتي به دنيا مياييم با آمپول كزاز و ديفتري توي خونمون تزريق مي كنن. يكي از مواردش رو يه كم توضيح ميدم . يه روز از ساعت 9 صبح تا 1:00 توي بانك ايستاده بودن ،و آدم ها در يك نظم دقيق به صورت كلوني صف رو چيدمان و manage كرده بودن طوري كه من در تمام اين مدت روي يه سنگ ايستاده بودم و فاصلم تا پيشخون بانك 120 سانتيمتر بود و تا نوبتم بشه از جام تكون نخوردن . اين چنين نظمي در كجاي دنيا قابل ديدن و رويت هست . به قول دوستي مي گفت ، كشور هاي عقب مونده اي مثل كشور هاي اروپايي و امريكايي رو فقط خدا نگه داشته (اين رو ميشه اثبات كرد ، چون اونها امام زمان دارن و البته با اينكه به معارف كتابشون عمل نميكنن اما براي امام حسينشون گريه مي كنن ) اي ....... سربلند و سلامت باشيد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۸۷ساعت 15:43 توسط ع. خوشبختیان (Max) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گفت ، و چقدر زود دير مي شود ، مي گويم دل ها زمان نمي شناسند و تاريخ نمي دانند . دل ها مدرسه نرفته اند تا كلاس تاريخ را چشيده باشند . دل ها هر جا كه باشند مي تپند ، در خاطر دوستان ، در مهر همراهان .
شايد بار ديگر كوه ، بنددره ، چهار ده ، نارمنج ، .... |
| آرشيو موضوعي |
|
کار و اشتغال کامییوتر و IT عمومی خاطرات محیط زیست شعر و ادبیات شخصیت ها سربازی |
| جستجو در وبلاگ | ||
|
||
| پيوندهاي روزانه |
|
سفرنامه مشهد مقاله ي برنامه نويسي usb یک درایور ساده برای ویندوز مثال هایی از کتاب کرک اسمبلي مخصوص ويندوز XP آرشيو پيوندهاي روزانه |