نوشته هايي برای بودن
دو عيد بزرگ در يک ماه،در ماه مبارک ذي الحجه

يکي عيد رسالت
وديگري عيد ولايت
يکي مقدمه براي آن يکي...

و عيد قربان
يعني ما از خود و منيت خويش رها شويم و تمام آنچه را از او نيست و ما را از او دور مي کند به قربانگاه صدق بريم.
ميان عاشق و معشوق هيچ حايل نيست                         تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز

دوم عيد غدير خم
عيد پيمان با ولي،
آنکه جانشين خلف رسول خدا بود.خدا خطاب به پيامبرش دراين روز بزرگ فرمود:اليوم اکملت لکم دينکم
و همين بس در بزرگي نامش و جاودانگي يادش...

التماس دعا(مخصوصا در این عید  از همه سید های بزرگوار شدیدا التماس دعا داریم!)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۰ساعت 0:44  توسط فرشته رستم صولت | 

عکس از: http://www.aftabir.com
آدرس رو نوشتم که مثلاً کپی رایت رو رعایت کنم. روز عرفه‌ای حق الناس به گردنم نباشه  ;)
عید همگی مبارک و خوش

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۰ساعت 18:40  توسط س. مزیدی | 
سلام

من هم امسال افتادم تو یک روستای دور افتاده. مشکلاتش زیاد هست. راهش خیلی دوره ، برق دائما قطع میشه، نفت پیدا نمی شه، نیم ساعت باید وایستی کنار جاده تا ماشینی پیدا بشه تو را ببره. مشکل آب و غیره.

با این همه چندان هم ناراحت نیستم. اگر بتونم مشکل سرما را یک جوری حل کنم، راحتم. چهار روز در هفته اونجا هستم . فکرش را بکنید چهار روز ساکت، بی دردسر و آرامش. خودتی و روستا و دانش آموزان و دیگر هیچ!!!

دانش آموزانی با گونه های سرخ ، خجالتی و با محبت روستایی. دانش آموزانی که از برنامه های ماهواره برایت حرف نمی زنند و ماشین پدرشان را به مدرسه نمی آورند تا نشان دوستان و معلمشان دهند. پدران ساده روستایی که انقدر برات احترام می گذارند که از خجالت اب میشی.

روستایی گاه مه آلود و گاه بارانی و وقتی خورشید پیدا میشه، چه حالی میده هوا گرم میشه. و وقتی شب میشه باید چند پتو اضافه داشته باشی. شب نشینی با همکاران، حرف های مربوط و نامربوط و به دنبالش خنده و قهقهه.  می دونی چه یادم میاد؟ دوران دانشجویی و خوابگاه!! روزهایی که فکر می کردم بر نمی گردند ولی مثل اینکه اشتباه می کردم.

موفق باشید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان ۱۳۹۰ساعت 13:11  توسط والح | 
 

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
گفت ، و چقدر زود دير مي شود ، مي گويم دل ها زمان نمي شناسند و تاريخ نمي دانند . دل ها مدرسه نرفته اند تا كلاس تاريخ را چشيده باشند . دل ها هر جا كه باشند مي تپند ، در خاطر دوستان ، در مهر همراهان .
شايد بار ديگر كوه ، بنددره ، چهار ده ، نارمنج ، ....

نوشته هاي پيشين
تیر ۱۳۹۹
شهریور ۱۳۹۸
تیر ۱۳۹۳
فروردین ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
آرشيو
آرشيو موضوعي
کار و اشتغال
کامییوتر و IT
عمومی
خاطرات
محیط زیست
شعر و ادبیات
شخصیت ها
سربازی
جستجو در وبلاگ

جستجوي بلاگ توسط گوگل

پيوندهاي روزانه
سفرنامه مشهد
مقاله ي برنامه نويسي usb
یک درایور ساده برای ویندوز
مثال هایی از کتاب کرک
اسمبلي مخصوص ويندوز XP
آرشيو پيوندهاي روزانه
نويسندگان
والح
سید محمد عابدینی
عفت دروگر
فرشته رستم صولت
مریم عسکری
ابراهیم حسین خانی
الهام زارعی
الهه جباری نیا
بابک نوروزی
ج. سجادی
ح. سعیدی
ح. غلامی
خانم مهندس زهرا احمدی
رضا محمدی پور
س. مزیدی
سعید رضا شهریاری
سید محمد موسوی
ع. خوشبختیان (Max)
ع. رضایی
فاطمه رعیت
محمد جعفر دهقان
مرتضی عباسی
مهدی بهداری
کاظم غضنفری
پيوندها
گروه کامپيوتر 84
گروه شبانه 84
دانشگاه بیرجند
گاهي سنگ صبور
بی همگان
همه چيز در كامپيوتر
وبلاگ کامپیوتری های  85
بچه هاي مخابرات 82 بيرجند
بچه هاي كامپيوتر ورودي 81
دانشگاه بیرجند IT 84 وبلاگ فارغ التحصیلان