![]() |
![]() |
|
| نوشته هايي برای بودن |
|
۞ آمد رمضان هست دعا را اثری دارد دل من شور و نوای دگری ما بنده عاصی و گنهكار توییم ای داور بخشنده بما كن نظری
فرارسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه دوستان و خانواده های محترمشون تبریک میگم. ماهی که سرشار از رحمت و برکت و غفران الهی است. امیدوارم در این ماه عزیز که به همه عاصیان وعده ی رحمت رسیده، خداوند نظری از سر لطف و مرحمت به ما بنماید و درهای رحمت و بخشش و کرمش را به روی ما بندگان خطاکار باز نگه داره و توفیق طاعت و بندگیش رو در این ماه عزیز از ما سلب نکنه و ما رو جزء آن دسته از بندگانش قرار بده که این ماه رو ؛ ماه خودسازی و تزکیه نفس قرار میدن. بارلها همانگونه که ۞ امام صادق(ع) می فرمایند: خواب روزه دار عبادت، خاموشی او تسبیح، عمل وی پذیرفته شده و دعای او مستجاب است." دعای همه بندگانت رو در این ماه پر برکت برآورده ی به خیر بفرما و چنانکه کن که در پایان ماه ، روزه های ناصحیح مون مورد قبول درگاه باریتعالات قرار بگیره. ماهی سرشار از برکت و رحمت و عبادت های پذیرفته شده، برای همه تون آرزومندم. فقط موقع افطار همه دوستان رو از دعای خیر خودتون بی نصیب نگذارید. (ما رو بیشتر)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۸۸ساعت 11:33 توسط عفت دروگر |
|
|
شاید خیلی از شما این متن رو دیده باشید ولی احساس کردم خوندن مجدد اون خالی از لطف نیست و در ضمن بی مناسبت هم نباید باشه . این متن دو زبانه رو بیش از همه تقدیم می کنم به خانم جباری نیای عزیز:
I had a dream, I dream I was walking along the beach with God. Across the sky hashed scenes from my Life. For each scene, I noticed Two sets of Foot Print in the sand. One belonging to me and the other to God. When the last scene of my life hashed before me, I looked back at the Foot Prints in the sand. I noticed that many times along the path of my life there was only One set of Foot Prints. I also noticed that it happened at the every lowest and saddest times in my life. This really bothered me, so I questioned God about it: "God you said that once I decided to follow you, you'd walk with me all the way, but I have noticed that during the most trouble some times in my life, there was only one set of Foot Prints . I don’t understand why when I need you most, you would leave me." God replied : "My precious! Precious servant. I have you and I would never leave you. During your times of trial and suffering when you see only one set of Foot Prints; It was when that I carried you."
![]() من خواب دیدم. خواب دیدم که در ساحل با خداوند قدم می زنم. بر کرانه آسمان صحنه هایی از زندگی ام درخشیدن گرفت. در هر صحنه؛ من، دو رد پا روی شن های ساحل می دیدم. یکی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا. هنگامی که آخرین صحنه ی زندگیم مقابل من درخشید. من به عقب و به رد پاهای روی شن، نگاه کردم. من دیدم که در زمان های بسیاری از راه زندگیم، فقط یک جای پا بود و نیز متوجه شدم که این در سخت ترین و دردناک ترین دوران زندگیم، اتفاق افتاده است. این مرا به شدت متاثر کرد، بطوریکه در مورد آن از خداوند پرسیدم: «خدایا تو گفتی که اگر من از تو پیروی کنم، تو همه راه را، با من خواهی آمد. اما من متوجه شدم که در غمبارترین دوران زندگیم، فقط یک جای پا بود. من نمی توانم بفهمم که چرا هنگامی که بیشتر به تو نیاز داشتم، تو مرا ترک کردی. » خدا جواب داد: «بنده ی خوبم ! من با تو بودم و هیچ وقت تو را ترک نکردم. در دوران درد و غم تو، آن زمانی که تو یک جای پا می دیدی، زمانی بود که من تو را در آغوشم حمل می کردم.»
«ویلیام شکسپیر» |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۸۷ساعت 10:16 توسط عفت دروگر |
|
|
خدایا ! مگذار که :
خدایا، به من توفیق تلاش در شکست ، صبر در نومیدی ، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت ، دین بی دنیا ، مذهب بی عوام ، عظمت بی نام ، خدمت بی نان، ایمان بی ریا ، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی ، مناعت بی غرور، عشق بی هوس ، تنهايي در انبوه جمعيت ، دوست داشتن بي آنكه دوست بداند ، روزي كن! خدايا، مرا با ابتذال آرامش و خوشبختي مكشان ، اضطراب هاي بزرگ ، غم هاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا كن . لذت ها را به بندگان حقيرت ببخش و درد هاي عزيز به جانم ريز! ....
تاريخ نشان داده است كه ميان شرايط اجتماعي و تكامل انديشه روشنفكران تاثير متقابلي حكمفرماست. معمولاً يك روشنفكر حساس و صادق در يك محيط غيرانساني احساس خفگي ميكند و عليه نابرابري و استثمار دست به طغيان ميزند. او با نيروي انديشهاش كه از طريق سخن گفتن و نوشتن بيان ميشود، عليه سيستم فاسد جامعهاش اعلان «جهاد» ميكند.
واضح است كه اين وظيفه چندان ساده به نظر نميرسد، چرا كه متضمن رويارويي شديد ميان يك سيستم پرقدرت مادي و يك انديشه به ظاهر ضعيف است. با همه اينها، صحيفة تاريخ پرصفحة بشريت نمونههاي بسياري را شاهد است كه در اين روياروييها، يك انديشه تنها، هنگامي كه قادر به بسيج تودهها گردد، همة سدها و موانع را از سر راه برداشته و بر بزرگترين قدرت مادي نهفته در يك انسان يا يك سيستم نيرومند، فائق مي آيد. تقريباً همة ملتها داراي يك چنين مردان بانفوذ انديشمندي درميان خود بودهاند. ايران با فرهنگ و تمدّن غني و باشكوه خود، انديشمنداني به جهان تقديم كرده است كه نه تنها بر ايرانيان، بلكه بر انديشه بشريت تاثير عميقي بجاي گذاشتهاند.
دكتر علي شريعتي يكي از اين روشنفكران چند بعدي است كه نامش در كنار بزرگاني چون فرانتس فانون، ژان پل سارتر، ژاك برك، گورويچ، آلبر كامو و لوئي ماسينيون كه بر قلمرو انديشههاي جهانيان حاكم بودهاند، ثبت است.
دكتر شريعتي اساساً يك متفكر، يك معلم، يك مبلغ، و يك مبارز بود. او بعنوان محصول پاك و مؤمن عصر و زمان خود، كاشف راه و زندگي جديدي بود كه تنها به ايران محدود نميشد، و به همين دليل از ديگر متفكراني كه بر افكار عمومي در ايران تاثير گذاشتند، متمايز بود. شريعتي در اوضاع اجتماعي ـ سياسي معاصر خود يك شورشگر، يك اصلاحطلب و يك «مجاهد» بحساب ميآمد، اما روحيه مخالفت و سركشي او از پوچگرايي و نيهيليسم ناشي نميشد، بلكه برعكس شناخت آگاهانه مشكلات واقعي ايرانيان و بويژه نسل جوان روح شريعتي را برانگيخت.
برتر و بالاتر از هرچيز، او رنج عميقي از بدبختي و سرنوشت مصيبتبار نوع انسان ميكشيد. سرمايههاي او در اين مسير خوفناك ذهن فعال، ديد و برداشت تشخيصگرايانه، و گنجينه آگاهي و شناختي بود كه از مكاتب فكري و عملي گوناگون گردآورده بود. شگفتانگيز نيست كه شريعتي با برخورداري از ان مواهب و استعدادات، در سه صحنة مذهب، جامعهشناسي و سياست به منظور ارائه سنتزي ميان ارزشهاي سنتي و ارزشهاي جديد، ظاهر شد، و شرافت انساني و خير اجتماعي را سرلوحة اهداف نهائي خود قرار داد. براي ارزيابي درست شخصيت و ماهيت انديشههاي شريعتي، بايد نگاهي به محيط خانوادگي و اجتماعي او كه بدون شك در شكلگيري جريان فكري شريعتي جوان نقش برجستهاي داشت، بيفكنيم.... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۸۷ساعت 0:22 توسط عفت دروگر |
|
|
السلام علیک ایتها الصدیقه الکبری در بیان عظمت فاطمه، همین بس که رضای خدا در رضای زهراء(سلام الله علیها) است و سِخت خدا در سِخت زهراء(سلام الله علیها) است. حضرت فاطمة الزهراء(سلام الله علیها) صاحب مقام علیت، یعنی اصل و ریشه خلقت است؛ به دلیل این حدیث قدسی که خداوند میفرماید: « یا احمد لولالما خلقت الافلاک و لو لا علی لما خلقتک و لو لا فاطمه لما خلقتکم » ای رسول ما! اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی کردم و اگر امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نبود، تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمه(سلام الله علیها) نبود، شما دو را نمی آفریدم.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۷ساعت 23:12 توسط عفت دروگر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گفت ، و چقدر زود دير مي شود ، مي گويم دل ها زمان نمي شناسند و تاريخ نمي دانند . دل ها مدرسه نرفته اند تا كلاس تاريخ را چشيده باشند . دل ها هر جا كه باشند مي تپند ، در خاطر دوستان ، در مهر همراهان .
شايد بار ديگر كوه ، بنددره ، چهار ده ، نارمنج ، .... |
| آرشيو موضوعي |
|
کار و اشتغال کامییوتر و IT عمومی خاطرات محیط زیست شعر و ادبیات شخصیت ها سربازی |
| جستجو در وبلاگ | ||
|
||
| پيوندهاي روزانه |
|
سفرنامه مشهد مقاله ي برنامه نويسي usb یک درایور ساده برای ویندوز مثال هایی از کتاب کرک اسمبلي مخصوص ويندوز XP آرشيو پيوندهاي روزانه |